پرم از خواب نديده

باغي از شعر رسيده

سردم از آه كشيده

رازي از پرده پريده

رمه اي از خود رميده .. … تشنه ي شير سپيده

مستم از بغض رفاقت

تردم از عطر سخاوت

تندم از نبض ترانه

سرخم از شوق ضيافت

رودي از موج جماعت….. خنده اي تا بي نهايت

همه ام از زخم هميشه

برجي از سنگم و شيشه

پرم از كاخ شكسته

تيشه ام، تيشه به ريشه

موجم از اوج پرستو

داغم از چراغ جادو

پرم از ديو و پريچه ….. پرم از كمند گيسو

پرم و چه خالي از تو

پر و خالي … هردو، هردو


.

* ضیافت بیخوابی – شهیار قنبری

.

2 پاسخ به “من …”

  1. امید گفت

    درود. از طرز فکرتون خیلی خوشم اومد. دوست دارم بیشتر درباره این احساس ناب انسانی بدونم. پاینده باشید
    امید

  2. مينا گفت

    مرسی … با آرزوی موفقیت برای شما

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.